عکس تقریبا سی و چند ساله به نظر میرسید... زیر عکس نوشته شده بود: شادروان دکتر رامین....
همکارش میگفت: دیروز عصر توی مطب ش خودکشی کرده...
عکس تقریبا سی و چند ساله به نظر میرسید... زیر عکس نوشته شده بود: شادروان دکتر رامین....
همکارش میگفت: دیروز عصر توی مطب ش خودکشی کرده...
منم که خسته از کار، سرم رو گذاشته بودم روی دستم و توی عالم هپروت خودم سیر میکردم که یهو با ضربه ی نسبتا محکمی از طرف خانومی که کنارم نشسته بود به خودم اومدم و سرم چرخوندم طرفش و با یه نگاه طلبکارانه که : چه خبرته خانوم!!! ............
یه عکس بهم نشون داد و گفت:"تو باورت میشه این مرده!؟!" (عکس یه آقای تقریبا چهل و چند ساله بود)
من همچنان داشتم مبهوت نگاهش میکردم... اون ادامه داد:"من که باورم نمیشه! .... خیلی مهربون بود.... هروقت می خواستیم از خیابون رد شیم دست منو محکم می گرفت و میگفت نکنه ماشین بهت بزنه... بدون من هیچجا نمی رفت، هیچی نمی خورد، حتی وقتی که توی بیمارستان بود و پرستارا براش غذا میاوردن لب نمیزد تا من برسم، یا اگه به زور پرستارا غذا خورده بود نصفشو واسه من نگه می داشت .... کلی برنامه واسه دختر و پسرش داشت .... خیلی مهربون بود... چرا اینقدر زود مارو تنها گذاشت .... الان بیست روزه که مرده ... ولی همه فراموشش کردن .... انگار که اصلا نبوده ....."
هی گفت و گفت .....
بالاخره تونستم بدون پارتی و رابطه بازی و بدون اینکه حق کسی رو ناحق کنم و یا جای کسی دبگه رو بگیرم، کار پیدا کنم!
خوشحالم!![]()
الان حدودا ۳ ماهه که توی یه شرکت دارویی مشغول به کار شدم. تا الان که خدارو شکر خوب بوده. نمی دونم چقدر توی اینکار بمونم ولی فکر می کنم حداقل یک سال رو بمونم.
نه!
شاید هم بیشتر بمونم!
نمی دونم....![]()
توی شرکت همه چی خوبه. کلی دوستای خوب پیدا کردم، از همه مهمتر چندتا همشهری خیلی خوب بین همکارام دارم.
تجربه های جالبی کسب میکنم... و تا الان خیلی چیزای جدید یاد گرفتم....
دوست دارم اتفاقایی که برام میوفته، اینجا بنویسم تا برام موندگار بشه.
ولی خب، متاسفانه خیلی وقت آزاد ندارم که بشینم پای کامپیوتر.
فعلا. بای. تا اولین فرصت دوباره!
دم ِ غروب قربونی کرد... یه مرغ زنده رو خودش کشت... گفتم: دختر عجب دل و جراتی تو داری! ... گفت: من گوسفند هم میکشم!!! ولی از سوسک میترسم!
.
.
.
شب شد... شام می خوردیم... اومد در ِ خونه مون...
- الکل دارین؟
- نه! واسه چی می خوای؟
- سپهر تب داره؛ می خوام آمپولشو بزنم شاید بهتر شه!
- !
- چیه خو؟ همیشه میزنم!!!
- مواظب باش دختر! نکن این کارو! ببرش دکتر! خطرناکه!
- نه! نترس، چیزی نمیشه!
- گاو و گوسفند میکشی، درست؛ ولی این بچه تِ! (بهش رحم کن!!!)
شنیده بودیم شمالیا خیلـــــــــــــــــــــــــی ... ولی نه دیگه اینجوری!

همین دیروز بود که خودم را ذره ای می پنداشتم که در سپهر زندگی بی هیچ ضرب آهنگی تاب می خورد...
اکنون می دانم که من آن سپهرم؛ و تمامی ِ حیات با اجزایی آهنگین در من در جُنب و جوشند...
"جبران خلیل جبران"

اگه همین الان بری ایمیل هاتو چک کنی و یک ایمیل با این متن داشته باشی که "شما در قرعه کشی سالیانه ما برنده شده اید و مبلغ 1,000,000 پوند انگلستان رو جایزه گرفتید." چه کار می کنید؟
(یعنی دقیقا 1,845,000,000 تومان!!!
)
شما رو نمیدونم اما من بلافاصله بعد از دیدن اون ایمیل بلند بالا، به هر جون کندنی بود نشستم همه اش رو ترجمه کردم (که البته نتیجه ش داغون شدن کامپیوترم شد!) بعد از ترجمه اطلاعاتی رو که اون شرکت خواسته بود براش فرستادم: اسم، آدرس، تلفن، موبایل، جنسیت، شغل، ملیت و ...
و منتظر جواب شدم!![]()
عصر که امین اومد براش تعریف کردم، اونم گفت نباید جواب میدادی، اینا همه ش سرکاریه، اینا مال سازمانهای جاسوسی یا سیاسی یا یه چیزی توی این مایه هاس! ایمیلت رو هک میکنن، وارد سیستم ما میشن، به کامپیوتر ما دسترسی پیدا میکنن و ...!!! هی گفت و گفت!
فکر کردم که راست میگه!
اما من حدود 7 یا 8 تا ایمیل دیگه هم با این مضامین داشتم که گفته بودن مثلا در قرعه کشی ماهانه ی ما مبلغ 900000 یورو برنده شدی، از آفریقا هم چندتا ایمیل بود! اما به نظرم این جدی تر از بقیه بود.(چون یه فرم ضمانتی و تعهد هم داشت و البته یه متن هم از پلیس انگلستان و یه تعهد! ... البته همه ش فقط "متن" بود!)
همون موقع وقتی دوباره چک کردم دیدم که به ایمیلم جواب داده شده!!!![]()
اینبار دوتایی نشستیم به ترجمه کردن! به کامپیوتر و کتاب و موبایل چنگ میزدیم تا بتونیم متن رو به خودمون حالی کنیم!![]()
بالاخره فهمیدیم که یه وکیل به اسم Mr. Ken Smith به من معرفی کردن که در واقع وکیل قانونی من شده بود!
و دوباره اطلاعاتی که خواسته بود، باید براش می فرستادم!
امین گفت: نفرست!![]()
- من که یه بار فرستادم! پس اطلاعاتم رو دارن و دیگه فرقی نمی کنه!
- بیخیال شو! اینا همه ش الکیه!
- فرضا که هک کنن و بیان و توی کامپیوترمون رو زیر و رو کنن! چی گیرشون میاد؟!
- کلی عکس داریم!
- خو با عکسامون می خوان چیکار کنن؟
من ِ لجباز آخرش کار خودمو می کنم که!
فرستادم!
- ببینم می تونی سیاسی مون کنی!![]()
من که می دونستم از کجا میترسه! خودش پریروزا یه ایمیل واسه رئیس جمهور ِ محترم ِ کشور
فرستاده بود و احقاق ِ حق کرده بود!!! واسه همین حالا ![]()
شده بود!
خلاصه... بعد از رد و بدل شدن چند تا ایمیل بین من و اون آقای وکیل همه چی برامون جدی شد!!!
و داشت باورمون می شد که سر ِ کاری نیست!![]()
( حالا نامه هایی که من واسه اون وکیله فرستادم چقدر انگلیسیم اجق و وجق بود، بماند!!!
)
و...
نهایتا به اینجا منتهی شدیم که: من به شرکت پست(PARCEL FLIGHT COURIER DELIVERY SERVICE ) معرفی شدم و باید آدرس دقیق برای ارسال جایزه م میدادم!
و در جواب، اونا هم اینارو واسه من فرستادن:
An original certificate of weight :-------------0.15kg
Bonded cheque of weight :-------------0.17kg
Total weight of parcel :-------------0.32kg
Colour of Parcel :-------------Brown
And also mode of delivery
Delivery in 96 Hours{4 Working Days}:
Courier charges ............................50.00 Pounds (VAT inclusive)
Administrative .........................100.00 Pounds
Insurance ..............................310.00 Pounds
TOTAL: 460.00 Pounds
میدونین یعنی چی؟
خط آخرش یعنی باید 460 پوند هزینه پستی رو خودت پرداخت کنی. و این یعنی چیزی حدود 850 هزار تومان!![]()
و قبل از اینکه من چیزی بگم، اینارو هم آخر نامه ش نوشته بود:
NOTE: For two reasons we cannot deduct from your prize The reasons are:
1) A cheque has already been issued in your favour by the British Lottery Payment Office. The amount on this cheque is the full value of your Prize-money. We are thus unable to deduct any fee from your cheque.
2) Due to very strict policies laid down by the British Lottery Affairs Commission, we are unable to process the Courier of your winning package by deducting from your prize money. These policies have been put in place to check previously experienced mishandling and/or misappropriation of winner?s funds, we are obligated to act in line with these policies.
اینا هم میگه به دو دلیل نمیتونیم هزینه رو از جایزه ت کم کنیم، چون ...........
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()